محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1055
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
كس زينگونه مشكل - قزلباش بالضرورة از سر قندهار كوچ كردند و خسرو خان ششهزار نفر سپاه گرجستان برگرفته عقب اردو را پيش انداخت و عباسقلى بيگ از اردو جدا شده به قلعهء قندهار رفت . ميرويس فى الحال سوارهء سپاه خود را جمع آورده هشتصد نفر شتر گرد كرد و زنبورك و توپ بر آنها بار كرده و از عقب سپاه قزلباش جسته آنها راه فرار پيش گرفتند باقى طعمهء شمشير و اساس و تدارك اردو بالكليّه به تصرّف ميرويس ابليس نظير درآمده افاغنه از پى پانصد نفر گرجى افتادند گرجيان معاينه مرگ خود را در آيينه شمشير صيقلى ديده متّفقا به افغان حمله كردند و افغان دودسته شده كوچه دادند گرجيان راه فرار ديده به اتّفاق رو به راه نهادند و افاغنه ايشان را تعاقب نكرده برگشتند و غنايم اردو را جمع كرده به نعمت و دولت عظيم پيوستند بعد از آن ميرويس خذلان مآل تا هفت سال زنده و هرسال سپاهى از قزلباش بر سر او رفته مغلوب مىشدند . ميرويس هفت سال حكومت قندهار كرد و به بستر مرض افتاد و به مردن دل نهاد و افاغنه از مشاهدهء فوت او پريشان خاطر شدند و افاغنه را وصيّت مىكرد كه اوّلا امور شما را به حقتعالى سپردم كه بايد در جهاد دشمنان بذل جهد را به عمل آوريد و ثانيا درهرحال همّت خود را بلند داريد و جمله با هم متّفق باشيد به روافض سر فرود نياوريد و در دفع مضرّت آنها جهد كنيد و اهل عجم از خلاف و نفاق خالى نيستند و دولتشان مشرف به انهدام است و به كثرت و حشمت كاذبهء ايشان وحشت و دهشت طارى خواهد شد و شما به اتفاق ملّت « 1 » و اتّحاد درون در حركت باشيد كه متوكّلا على اللّه بر آنها غالب و اصفاهان را خواهيد گرفت . اين كلمات بگفت و به دار البوار پيوست . بعد از او مير عبد اللّه برادرش را به جاى او نشانيدند و او به جنگ و جدال راغب نبود و راحت حضر را به مشقّت سفر ترجيح مىداد افاغنه را جمع نموده و مشورت كرد و صلح با قزلباش را اصلح ديد و باز نمود كه با قزلباش مصالحه كنيم و كسى از اينها را در ميان خود نگذاريم و مال ديوان را هرسال خود جمع كرده به خزانهء پادشاهى تسليم
--> ( 1 ) . ب : قلب .